تبلیغات
نشریه تخصصی هیات و هیات داری «طنین هیات» - مطالب فرهنگی
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
لوگوی طنین
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
مطالب اخیر طنین هیات



یه سوال! چرا امر به معروف و نهی از منکر نمی کنیم؟

جواب:

1-    شاید اهمیتش رو نمیدونیم: اولاً هر چیزی که برامون اهمیت داره باید ارزشش و راه های حفظ ارزشش رو بدونیم,اگه اسلام عزیز برای ما اهمیت داره راه حفظ و قدر دونستنش امر به معروف و نهی از منکره,چون وقتی یه کنترل دینی-اجتماعی تو جامعه باشه,اون موقع فرصت پیاده کردن برنامه های اسلام هست

2-    چون واجب نمیدونیمش: لطفاً فروع دین رو تو ذهنتون مرور کنید :امر به معروف و نهی از منکر جزوشونه؛ حالا عمل به فروع دین مگه واجب نیس؟ آیه 71سوره توبه رو بخونید (آیه رو ننوشتم تا برای خوندنشم شده قرآن رو باز کنیم) این آیه نشون میده خدا میخواد همه افراد جامعه با احساس مسئولیت تربیت بشن.

3-    چون بهانه میاریم: «عیسی به دین خود موسی به دین خود؛ هرکی روتو قبر خودش میندازن؛ صلاح ملک خویش خسروان دانند و ...» از اون عذرهای بدتر از گناهه. سرباز زدن مساویه با جنگ باخدا,امام صادق(ع) میفرمایند: کسی که منکری رو ببینه و نهی نکنه دوستدار نافرمانی خدا هست و کسی که اینطور باشه به جنگ خدا رفته

4-    چون حوزشو نمیشناسیم: تا اسم امربه معروف و نهی از منکر میاد فکرا میره سمت حجاب. انگار یادمون میره راست گویی, بهداشت عمومی, احترام، سلام کردن و... معروف و شایعه پراکنی, بخل, حسد, تقلیدکورکورانه هم جزو منکراته. آقا میفرمایند: گناهکار فقط بد حجاب نیس, گناه هست ولی از گناهای دیگه مثل دروغ, توطئه, خلاف سیاسی و اقتصادی, کم کاری و... کوچکتره.




نویسنده خادم الشهدا در 07:39 ب.ظ | نظرات()




توصیه های آقا مجتبی ­تهرانی(ره)

*چطور دعا کنیم؟

وقتی می خواهی از خدا تقاضا کنی، نگاهی هم به سوابق گذشته ات بکن. اگر اشتباه کردی اول معذرت خواهی کن و بگو خدایا! مرا ببخش و بعد هم وقتی می گویی بد کرده ام، نیت ات این باشد که دیگر خطایی مرتکب نشوی و با صدق نیت استغفار کن.

*راه ها مسدود نیست

وقتی در شدت گرفتاری قرار گرفته ای، خیال می کنی که همه راه ها بسوی تو مسدود شده. در حالی که به هیچ وجه اینطور نیست. وقتی به بالا رو کنی و سراغ آن موجودی که محدود نیست و لایتناهی است بروی، خواهی دید که هیچ راهی برای او مسدود نیست.

*مربیان،خودساخته باشند

کسانی که می خواهند در جامعه و در هر محیطی به عنوان مربی، آموزش دهنده و تربیت کننده باشند و می خواهند غیر را تربیت کنند باید دارای شرایطی باشند. نخستین شرط و اساسی ترین شرط نسبت به آنها این است که آنها باید خودساخته باشند تا بتوانند دیگران را بسازند.

*از خدا زیاده طلبی نکنید

ام بحث «جمیع حوائج دنیا و آخرت را داریم» راداریم؛ اما مسئله این است که این حوائج مادی سقف دارد. انسان نباید در امور دنیایی از خدا زیاده طلبی کند. چون اثر سوء دارد و بدترین اثر سوءاش تعلق قلبی به دنیاست. وقتی انسان می خواهد از این دنیا برود، دلبستگی به دنیا او را بیچاره می کند

*غصه روزی را نخورید

اگر خداوند متکف روزی است و گفته روزی تو را کفالت می کنم و آن را به تو می رسانم؛ پس برای چه غصه می خوری؟ آیا بچه ای که پدرش متکفل امور اوست، غصه روزی می خورد؟ می گوید: پدرم روزی ام را می دهد. دیگر غصه معنا ندارد. اگر غصه بخورد، دیوانه است. تعارف ندارد...

 




نویسنده خادم الشهدا در 08:37 ق.ظ | نظرات()


خانواده ای رو در نظر بگیرید که توی اون پدر و مادر به خدا اعتقاد دارن و آدم مذهبی هستن، اما در عوض فرزنداشون مسائل اخلاقی رو رعایت نمی کنن و باعث آبرو ریزی خانواده شون میشن.

پرسش اینجاست؛ چرا این خانواده با وجود همچین پدر و مادری همچین مشکلی داره؟

اگه بخواهیم یکم ریزتر تو ظاهر زندگیشون نگاه کنیم خدا و دین و مذهب هیچ جایی ندارن. چون پدر و مادر فقط به خدا اعتقاد داشتن و فقط اعتقاد به خدا و دین خدا کافی نیست. اونها تو زندگیشون سهم خدا و دین رو در نظر نگرفته بودن!

شده بود تا به حال یه فقیرو راه بدن به خونشون و ازش پذیرایی کنن تا بچه ها یاد بگیرن؟

شده تو بچگی به فرزنداشون نماز یاد بدن یا صبر کردن سن تکلیفشون برسه و معلم پرورشی مدرسه این کارو انجام بده؟

اگه بچه هاشون به بیراهه رفتن دلیلش این بود که سهم خدا و دین رو تو زندگی در نظر نگرفته بودن.

اگه اونها اعتقادی رو که مدعی اون هستن بصورت عملی تو زندگیشون پخش می کردن می دیدن که نه تنها فرزنداشون بلکه بسیاری از جوانان اطرافشون هم به راه راست هدایت می شدن.

یادمون باشه که خدا رو تو جریان زندگیمون قرار بدیم و این یعنی...

<<سبک زندگی اسلامی>>



امیرحسین مهدیزاده      


نویسنده خادم الشهدا در 08:33 ق.ظ | نظرات()


همتون یه چند لحظه با من باشید. بابا! منم مثل شما یه جورایی عاشورایی ام. این جوری به من زل نزنین که انگار غریبه ام! پیشینه من و شما یکیه. تعجب می کنین. نه؟ من «گِل» ام. حتم دارم که این آیه رو خوندید؛ انسان از گل خشکیده ای همچون سفال آفریدیم.(الرحمن)

همین جا من یه نکته ی اساسی بگم که من از خودم چیزی ندارم، همش دست خدا بود که حالت بگیرم و بشم آدم ابوالبشر. بشم شما که آخرش اینجوری مثل غریبه ها نیگام کنین. من بی لاف و بی ادعام. شعر سعدی که یادتونه؟ کمال همنشین و... گرفتین چی شد؟ زمان و مکان شرف میده به موجودات؛ یکی اش ما! اگر حالت گرفتم و شدم مهر، باید دلای کربلایی حرمت من رو داشته باشن .اینا مقدم بود برای اینکه عاشورایی هاش بیان جلو. می خوام شور بگیرم اساسی. یادمه عاشورا بود و در و دیوار سیاهپوش. دسته ها و هیات ها هم نوای اشک، لحظه ها رو به کربلای حسینی پیوند می زدند. هنوزم رسم ما رو تو یه ظرف بزرگ می سازن و به سر و پیشونی و لباس ها می مالن. من اون روز مهمون موهای سر یکی از بچه های عزادار بودم. رهگذری رسید و کمی از من برداشت و به چشماش مالید. می خوام بدونین چیزایی که تو این عالم می گذره واقعیت داره و به جای دیگه ای گره می خوره. می خوام بگم که اون رهگذر سال ها دچار چشم درد بود، اما بعد از این جریان درد دیگه سراغش نیومد. می خوام نمونه عینی دستتون داده باشم، این یه درسه. می خوام از اینی که هستین یه قدم جلو باشین. می خوام بدونین اون رهگذر بعدا یه آدم خیلی بزرگ شد. حتما اسمش رو شنیدین. بله«آیت ا...العظمی بروجردی(ره)»

یا علی!

حسن طالبی       



نویسنده خادم الشهدا در 08:27 ق.ظ | نظرات()




بعدچندهفته امتحان، بالاخره میام هیئت و برخلاف عوام که دل از عزا در میارن، دلی به عزا میزنم! آخه انقدر اشک واسه امتحان ریختم دلم برای اشک ریختن تو هیئت تنگ شده!!

وارد که میشم، همین اول بسم ا... به یه بنده خدایی سلام میکنم، طرف انقدر سرگرم گروهو چت و... هست، فقط دست مبارکش رو برا چندلحظه میاره جلو و بعد سریع میکشه تا ادامه مطلبو ازدست نده!!

داخل که میشم دنبال یه جای دنج میگردم، بـعله هیچ جایی بهتراز زیر پرچم(هیهات منا الذله) نمیشه، و دعاشروع میشه: اللهم انی اسئلک... دلم داره میشکنه، خدایا ازت میخوام....که یه نور سفیدرنگ توی اون تاریکی چشممو اذیت میکنه! درسته همون بنده خدایی هست که جلوی در دیدمش، هنوز با گوشی درگیره. دعا ادامه داره و من فکرم مشغوله چرا؟ چی به سرمون اومده؟ خوشبختانه همین طور که پیش میریم افراد نورانی بیشتر میشن، نه از نور معنویت بلکه از نور.... دارم به این چیزا فکر میکنم که صدایی توجهمو جلب میکنه: آمین یارب العالمین...

آره به همین سادگی اون همچنان داشت ادامه میداد

میثم اکبری               


نویسنده خادم الشهدا در 08:23 ق.ظ | نظرات()




قـــــــلـــــم هــیـــــــــــاتی

قسمت اول

 

اهمیت مجلس عزاداری و سوگواری و شادی اهل بیت(ع) در تاریخ تشیع به کرات توسط علما و بزرگانی که برای ما الگو هستند ذکر شده. یکی از بهترین افراد تاریخ بشریت بعد از ائمه معصومین که حضرت امام خمینی (ره) باشند، علیرغم همه درجات دینی و آن سیاست و مصلحت اندیشی ها تمام مسائل دین را یک طرف می گذارند، می گویند که ما هر چه داریم از همین تو سر و سینه زدنها و همین جلسات است و اگر اسلام زنده است به خاطر همین مکتب است. از لحاظ تجربی هم خیلی راحت قابل اثباته. خیلی از ماها که گنهکار بودیم از همین راه توبه کردیم و خیلی از ما به یُمن برکت این جلسات مسائل مادی و معنوی رو که بلد نبودیم یاد گرفتیم و به قول بعضی ها آدم شدیم.

حالا چرا هیات علیه هیات؟




نویسنده خادم الشهدا در 08:12 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir