تبلیغات
نشریه تخصصی هیات و هیات داری «طنین هیات» - داستان هیاتی || پیشینه من و شما یکیه...
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
لوگوی طنین
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
مطالب اخیر طنین هیات


همتون یه چند لحظه با من باشید. بابا! منم مثل شما یه جورایی عاشورایی ام. این جوری به من زل نزنین که انگار غریبه ام! پیشینه من و شما یکیه. تعجب می کنین. نه؟ من «گِل» ام. حتم دارم که این آیه رو خوندید؛ انسان از گل خشکیده ای همچون سفال آفریدیم.(الرحمن)

همین جا من یه نکته ی اساسی بگم که من از خودم چیزی ندارم، همش دست خدا بود که حالت بگیرم و بشم آدم ابوالبشر. بشم شما که آخرش اینجوری مثل غریبه ها نیگام کنین. من بی لاف و بی ادعام. شعر سعدی که یادتونه؟ کمال همنشین و... گرفتین چی شد؟ زمان و مکان شرف میده به موجودات؛ یکی اش ما! اگر حالت گرفتم و شدم مهر، باید دلای کربلایی حرمت من رو داشته باشن .اینا مقدم بود برای اینکه عاشورایی هاش بیان جلو. می خوام شور بگیرم اساسی. یادمه عاشورا بود و در و دیوار سیاهپوش. دسته ها و هیات ها هم نوای اشک، لحظه ها رو به کربلای حسینی پیوند می زدند. هنوزم رسم ما رو تو یه ظرف بزرگ می سازن و به سر و پیشونی و لباس ها می مالن. من اون روز مهمون موهای سر یکی از بچه های عزادار بودم. رهگذری رسید و کمی از من برداشت و به چشماش مالید. می خوام بدونین چیزایی که تو این عالم می گذره واقعیت داره و به جای دیگه ای گره می خوره. می خوام بگم که اون رهگذر سال ها دچار چشم درد بود، اما بعد از این جریان درد دیگه سراغش نیومد. می خوام نمونه عینی دستتون داده باشم، این یه درسه. می خوام از اینی که هستین یه قدم جلو باشین. می خوام بدونین اون رهگذر بعدا یه آدم خیلی بزرگ شد. حتما اسمش رو شنیدین. بله«آیت ا...العظمی بروجردی(ره)»

یا علی!

حسن طالبی       



نویسنده خادم الشهدا در 08:27 ق.ظ | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir