تبلیغات
نشریه تخصصی هیات و هیات داری «طنین هیات» - داستان هیاتی || متاسفانه تو هیات خودمون...
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
لوگوی طنین
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
مطالب اخیر طنین هیات




بعدچندهفته امتحان، بالاخره میام هیئت و برخلاف عوام که دل از عزا در میارن، دلی به عزا میزنم! آخه انقدر اشک واسه امتحان ریختم دلم برای اشک ریختن تو هیئت تنگ شده!!

وارد که میشم، همین اول بسم ا... به یه بنده خدایی سلام میکنم، طرف انقدر سرگرم گروهو چت و... هست، فقط دست مبارکش رو برا چندلحظه میاره جلو و بعد سریع میکشه تا ادامه مطلبو ازدست نده!!

داخل که میشم دنبال یه جای دنج میگردم، بـعله هیچ جایی بهتراز زیر پرچم(هیهات منا الذله) نمیشه، و دعاشروع میشه: اللهم انی اسئلک... دلم داره میشکنه، خدایا ازت میخوام....که یه نور سفیدرنگ توی اون تاریکی چشممو اذیت میکنه! درسته همون بنده خدایی هست که جلوی در دیدمش، هنوز با گوشی درگیره. دعا ادامه داره و من فکرم مشغوله چرا؟ چی به سرمون اومده؟ خوشبختانه همین طور که پیش میریم افراد نورانی بیشتر میشن، نه از نور معنویت بلکه از نور.... دارم به این چیزا فکر میکنم که صدایی توجهمو جلب میکنه: آمین یارب العالمین...

آره به همین سادگی اون همچنان داشت ادامه میداد

میثم اکبری               


نویسنده خادم الشهدا در 08:23 ق.ظ | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir